نشست اعضای تحریریه نشریه چارقد

گزارش تصویری نشست صمیمانه نویسندگان، خبرنگاران، و دیگر فعالان نشریه الکترونیک چارقد، که یک روز پس از عید سعید فطر، پنجشنبه دهم شهریورماه ۱۳۹۰ در شهر مقدس قم، برگزار شد را می‌بینید که فرصت خوبی شده بود برای اعضای تحریریه و مسئولین نشریه تا ضمن آشنایی و دیدار نزدیک با هم به ارائه‌ی نظرات و انتقادات مفید و سازنده شان بپردازند. از خانم اکرم ادیبی که مسافت بیشتری را برای حضور در این نشست طی کرده بودند گرفته تا عضو اولیه‌ی نشریه در قم؛ خانم زهرا دهقانی. دیدار خوبی شده بود که جای خالی‌اش مدتها در چارقد سوسو می‌زد.


Continue reading

هفت قنوت فرشته‌سان

سحرخیزی، نشاط و شادابی عید را دو چندان کرده، هر غریبه و آشنایی که می بینی لبخند می زند و شادی از چهره و لبانش پیداست .همیشه مهربانی آدم ها در این خنکای صبح عید حالم را جا می آورد. بیشتر جمعیت، دختران و زنان جوانی هستند که خندان و شاد دست دوستان شان را گرفته و دنبال جایی برای نمازمی گردند، هنگام نماز چهره شان فرشته گون است ، دستان ظریفی که به آسمان بلند شده و لب هایی که شعاع نور می پراکنند : اللّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمةِ وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ…

Continue reading

بفرمایید چند قاب حجاب

بنرهای بزرگ و داربست‌های بیرونی محوطه دانشگاه را که دیدم فکر کردم حتما نمایشگاهی است وسیع با بودجه‌های کلان دولتی و پر زرق و برق و بی‌فایده. قدم‌ها را سریعتر کردم و رسیدم و دیدم، ولی اصلا فکرش را نمی‌کردم با این صحنه رو به‌رو شوم. بچه‌های دانشجو، دختران و پسران، عکس‌ها و طرح‌ها را خیلی ساده و صمیمی روی طاقچه‌ها و حتی زمین راهروی آموزش دانشگاه گذاشته بودند. دورش جمع شده بودند و درموردشان حرف می‌زدند و تحلیل می‌کردند. به همین راحتی! این بود نمایشگاه ساده و صمیمی دانشگاه تهران

Continue reading

زن در سرزمین نخل‌های تشنه

زنان عراقی، علی‌الخصوص در مناطق شیعه‌نشین، زنان رنج و اندوهند و الگوی صبر و هسته‌هائی از مقاومت و ایستادگی در مقابل فقر و استبداد داخلی در زمان صدام و اکنون رنج اشغال و ترور حتی… با وجود تمام سختی های فرهنگی و سیسای، آنان همواره گرمابخش کانون‌های خانواده‌شان بوده‌اند و در مقابل جنگ نرم علیه جامعه و خانواده خوب ایستاده‌اند. با تصاویرهای زیر که سوغات سفر به عتبات عالیاتمان است، خواستیم تصویری از آمد و شد زنان عرب را هم داشته باشیم. یکجورهایی زنان عرب با حضور در عرصهٔ جامعه، حافظ خانواده‌‌شان هستند. حجاب در عراق به اجبار نیست اما در شهرهای زیارتی، بدحجابی یا بی‌حجابی دیده نمی‌شد. خودتان ببینید

Continue reading

عبور دخترانه از وادی حیرت

فطرس مأمور به ابلاغ سلام بود و بس. جواب سلاممان را هم نبرد با خودش، گفت خودتان بروید و جواب سلام بازگردانید. این‌بار کاروان راه افتاد، کاروان بچه‌های وبلاگی از تهران و بغداد گذشت تا برسد به کاظمین و نجف، از ایوان طلا و مسجد کوفه و سهله رد شد، چادرها خاکی شد و دلها ترک خورد و حواس، سرگردان. توقف در کربلا سخت بود، باور کن سخت. در این دیار غریب هربار چیزی گم می‌شد. یکی دو بار کفشم و چند باری عقل و اکثرا دلم. از کربلا همین بگویم که سلام دادیم و دل شکسته گذشتیم… گذشتیم از بین‌الحرمین و حرمین و کفین و زینبین و….

Continue reading

دختران آفتاب مهتاب ندیده

دختران چادری قدیم‌ترها معروف بودند به آفتاب مهتاب ندیده. به از خانه بیرون نیامدن تا زمان شوهر کردن و نبودن‌شان در جایی و تعطیلاتی جز عزاداری‌ها و مراسمات مذهبی. وقتی میگفتند چرا پس دختران چادری پیدایشان نیست می‌گفتند: کف و اجسام بی‌ارزش غوطه‌ور در سطح دریا است و مروارید و در و گهر در کف دریا ارام و صبور. این زمان اما به دلایل زیادی که البته در حوصله این گزارش نیست حضور چارقدی‌ها و چادری‌ها محدود به فعالیت‌های اجتماعی صرف نیست و حتی به جنگل‌های دورافتاده‌ی فومن و قلعه رودخان با صدها متر ارتفاع و صدها پله‌اش هم می‌رسد.

Continue reading

جشن تولدی در آسمان

مثل سالهای گذشته؛ مادر شهید مسلم فراهانی برای تولد فرزندش جشن تولد برگزار کرد. می‌گویند: شهیدان زنده‌اند، اما انگاری این مادر یک‌جورهایی بهتر از خیلی‌ها معنای این زنده بودن را درک کرده بود. مثل همه‌ی مادرها برای یک جشن تولد خوب، برنامه‌ریزی کرده بود. کیک. شربت…. کادو و شعرخوانی. کمک داداش‌ها و آبجی‌های دلی آقا مسلم یک جشن با صفا را بوجود آورده بود. اگه امسال نبودید وعده‌ی دیدار سال ۱۳۹۱: تیر ماه. بهشت زهرا. قطعه‌ی ۲۶ …

Continue reading

زنان شالیکار

تا حالا شده وقتی پلو رو تو بشقابتون می‌کشید، به این فکر کنید که چه زحمت‌هایی کشیده شده تا از برنج ایرانی استفاده کنید؟ براتون موقعیتی پیش اومده که ببینید خانوم‌ها و آقایون برای کاشتن برنج چه کار می‌کنند؟ تا حالا فکر کردید که یه صبح تا ظهر کمرتون رو خم کنید در حالی‌که پاهاتون از گل سنگین شده، چقدر سخته؟ خانوم‌هایی هستند که غیر از درست کردن پلوسبزی با ماهی تو شب عید از خودشون مایه می‌ذارند تا لذت خوردن یه برنج خوشمزه رو ببرید. من فقط دیدم، حس کردم و ثبت. شما هم ببینید.

Continue reading

این انقلاب، انفجار نور بود!

فکر کنید اگر بشود کلیشه‌ای حرف زد می‌شود: اینجا اردوگاه باهنر است؛ وبلاگ‌نویسانی گرد هم آمده‌اند تا با محوریت حجاب و عفاف بگویند و بشنوند. اما دیگر خبرش را همه‌تان دارید. مگر نه؟ رسانه‌های داخلی خوب شکار کرده‌اند! تمام حُسن‌ها را کنار زدند و مو را از ماست بیرون کشیده‌اند. خبرنگاری را به سبک غربی‌اش فراگرفته‌اند و برای خودنمایی، نامش را هم «سوژه‌یابی» می‌گذارند و چه بد می‌کنیم به خودمان، چه بد! ما که ساکت نمی‌نشینیم. می‌بینید که عنوان زده‌ایم: انقلاب ما انفجار نور بود. حتی نشست چارقدی‌ها را به بهانه‌ی همین همایش علم کرده‌ایم و حالا این شما و همایش نور زیر نگاه دوربین چارقد…

Continue reading